Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پوستکَنی 1

تلفظ بین المللی : /puːstkˈoni ۱/ تلفظ :‌ [pu:stk'oni ۱]
فرهنگ فارسی
  • پوست کنی
  • پوستکَنی 2
  • پوستکَنی آبی
  • پوستکَنی حلقوی
  • پوستکَنی شیمیایی
  • پوستکَنی ماشینی
  • اشغال گوسفند در موقع پوست کنی
  • پشم کنی از پوست خام
  • ماشین غله پوست کنی
فرهنگ فارسی

فرهنگ فارسی

جدا کردن پوست درختان برای استفاده از پوست درخت یا تنۀ بدون پوست یا جلوگیری از گسترش حملۀ حشرات


کلمات مرتبط

  • پوست کنی
  • پوستکَنی 2
  • پوستکَنی آبی
  • پوستکَنی حلقوی
  • پوستکَنی شیمیایی
  • پوستکَنی ماشینی
  • اشغال گوسفند در موقع پوست کنی
  • پشم کنی از پوست خام
  • ماشین غله پوست کنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات